نازنین رفت دانشگاه
پنجشنبه ای با مامانی رفتیم دانشگاه تا من کارای مدرکمو انجام بدم تو با مامانی پایین تو حیات نشستید من رفتم بالا اقاهه بهم گفت 2 ساعت طول میکشه منم به خودم گفتم مگه این کوچولو دو ساعت اروم میشینه اومدم پایین به تو سر بزنم دیدم نشستی اروم و داری همه جا رو نگاه میکنی دوباره رفتم دنبال کارام وقتی یه خوردشو انجام دادم اومدم پایین دیدم چندتا دختر دورتو گرفتن و بغلت کردن یکیشون میگفت یه دخمل خشگل مثل تو می خواد اما نمی دونه یه دونه دخمل خشگل تو دنیا بیشتر نیست اونم نازنین زهرای منه
قربونت بره مامانی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نازنین رفت دانشگاه
