نازنین زهرانازنین زهرا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 28 روز سن داره

خاطرات دخملم

نازنینم سرما خورده

1393/3/24 17:27
183 بازدید
اشتراک گذاری

نازنین جونم سرما خورده بمیرم براش بچم شب نمیتونه درست بخوابه همش دماغش میگیره منم به پهلو میخوابونمش تا راحت تر نفس بکشه بچم

وای دیشب خدا بچمو بهم بخشید آخه دیشب دماغش گرفته بود منم بی خوابی زد به سرم و مشغول گوشی بودم که یکهو دیدم شیر از دهنش پاشید بیرون اونم سرش بالا بود و روی پشت خوابیده بود منم تند بغلش کردم و سرو تهش کردم یه عالمه شیر بالا اورد نمی تونشت نفس بکشه باباشن از جاش پرید و من تند تند به پشتش میزدم خدا رو شکر نفسش بالا اومد با خودم گفتم خدایا صد هزار مرتبه شکرت اگه خواب رفته بودم بچم بالا میاورد و منم نمی فهمیدم و بعدش...

حتی نمیتونم تصورشم بکنم بازم میگم خدایا شکرت صد هزار مرتبه شکرت واقعا به این حرف رسیدم که میگه:

اگه خدا نخواد هیچ برگی از درخت نمی افته

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)